برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cork به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cork
(اسم) چوب پنبه (مثال اول) – پوست نازک و بیرونی یک درخت مثل بلوط (مثال دوم) - put a cork in it اینکه به کسی بگویید که دهنت را ببند
cork
فعل
corks; corked; corking
(فعل) درِ چیزی مثل بطری را با چوب پنبه بستن (مثال اول) – استفاده کردن از پوست درخت هایی مثل بلوط در چیزی (مثال دوم)
Please cork the wine.
لطفاً در بطری شراب را ببند.
a corked bat
چوب بیسبال که درون آن برای سبک کردن آن از پوست درخت استفاده شده است
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cork، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


