برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی conviction به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل conviction
(اسم) محکومیت (مثال اول) – اعتقاد، عقیده (مثال دوم) – اطمینان (مثال سوم)
He hopes to avoid conviction.
او امیدوار است محکوم نشود.
religious convictions
اعتقادات دینی
It was a reasonable explanation, but her voice lacked conviction.
آن یک توضیح منطقی بود ولی صدایش تهی از اطمینان و یقین بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره conviction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

