برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی constraint به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل constraint
(اسم) محدودیت (restriction – دو مثال اول) – بازدارندگی یا عوامل درونی یا بیرونی که مانع انجام عملی میشوند (مثال سوم و چهارم)
Time is a major constraint for this project.
زمان محدودیت بزرگی برای این پروژه است.
She felt free from the constraints of society.
او از محدودیتهای جامعه احساس رهایی میکرد.
Fear of failure is a common constraint for many people.
ترس از شکست یک بازدارنده رایج برای بسیاری از افراد است.
They demand freedom from constraint.
آنها آزادی از قیدوبندها را میخواهند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


