برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی constraint به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل constraint
(اسم) محدودیت (restriction – دو مثال اول) – بازدارندگی یا عوامل درونی یا بیرونی که مانع انجام عملی میشوند (مثال سوم و چهارم)
Time is a major constraint for this project.
زمان محدودیت بزرگی برای این پروژه است.
She felt free from the constraints of society.
او از محدودیتهای جامعه احساس رهایی میکرد.
Fear of failure is a common constraint for many people.
ترس از شکست یک بازدارنده رایج برای بسیاری از افراد است.
They demand freedom from constraint.
آنها آزادی از قیدوبندها را میخواهند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره constraint، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


