برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی clinical به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل clinical
(صفت) بالینی، کلینیکی (مربوط به پزشکی یا آزمایشهای انجامشده در محیط بیمارستان – مثال اول) – بی احساس، بدون احساس (مثال دوم) – (مربوط به یک اتاق یا ساختمان و ...) بدون تزیین و دکوراسیون
The drug passed clinical trials.
این دارو آزمایشهای بالینی را پشت سر گذاشت. (clinical trials به مطالعات تحقیقاتیای گفته میشود که با هدف ارزیابی اثربخشی، ایمنی و کیفیت روشهای جدید درمانی، داروها، واکسنها، دستگاههای پزشکی یا روشهای تشخیصی روی انسانها انجام میشوند)
She seems to have a very clinical attitude toward her children.
به نظر، او هیچ احساسی به بچه های خود ندارد. (بیش از حد منطقی، خشک و فاقد احساسات یا همدلی است)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره clinical، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


