تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل chuck

chuck

فعل

US تلفظ صوتی/ˈtʃʌk/

chucks; chucked; chucking

(فعل) دور انداختن یا پرت کردن چیزی (مثال اول) – کنار گذاشتن چیزی (مثال دوم و سوم) – به یک رابطه عاشقانه پایان دادن - chuck someone under the chin برای نوازش کردن به چانه کسی دست زدن - chuck something away/out درو انداختن یا کنار گذاشتن - chuck something in کار یا فعالیتی را که مرتب انجام میدادید را کنار گذاشتن - chuck someone out بیرون کردن کسی از جایی (مثال آخر)

We chucked the stones into the river.

ما سنگ ها را داخل رودخانه انداختیم.

I chucked my old sweater.

من پولیور قدیمی خودم را کنار گذاشتم.

She decided to chuck her career.

او تصمیم گرفت حرفه خود را کنار بگذارد.

He'd been chucked out of a club for fighting.

او به دلیل ایجاد درگیری از کلاب بیرون انداخته شد.

chuck

اسم

chucks

(اسم) گوشت قسمت بالای شانه یک گاو – قسمت گیره مانند ابزاری مثل دریل که می تواند چیزی را محکم نگه دارد (مثال اول)

a power-drill chuck

سه نظام یک دریل برقی (سه نظام = رابط بین دریل و مته)

در بخش نظرات پایین صفحه درباره chuck، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی