برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی cart به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cart
(اسم) گاری یا ارابه که توسط خر یا اسب کشیده میشود – سبد خرید در یک فروشگاه یا سبدی که برای حمل راحت خریدها در خیابان استفاده میکنند یا سینی های یک یا چند طبقه در رستوران ها یا هتل ها که غذا را با آن حمل میکنند - put the cart before the horse کارها را با ترتیب نادرست انجام دادن - upset the apple cart کار را خراب کردن (مثال دوم)
cart
فعل
carts; carted; carting
(فعل) چیزی را با گاری یا وسایل نقلیه دیگر حمل کردن (مثال اول) – جابجا کردن چیزی - cart somebody off/away کسی را به جایی مخصوصا زندان یا بیمارستان بردن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cart، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


