برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
bribery | معنی رشوهدهی و رشوهخواری
معنی bribery در فارسی
(اسم) رشوهدهی و رشوهخواری؛ عمل دادن یا گرفتن پول یا هدیه برای انجام کاری غیرقانونی یا غیراخلاقی (معمولاً در مسائل حقوقی، سیاسی و اداری به کار میرود)
مثالهای bribery در جمله
He was jailed on charges of bribery.
او به جرم رشوهخواری زندانی شد.
The mayor was arrested for bribery and corruption.
شهردار به دلیل رشوهخواری و فساد مالی بازداشت شد.
Bribery is strictly prohibited in this company.
رشوهدهی در این شرکت اکیداً ممنوع است.
They tried to influence the judge through bribery.
آنها سعی کردند از طریق رشوه روی قاضی تأثیر بگذارند.
The investigation uncovered widespread bribery among officials.
تحقیقات، رشوهخواری گسترده در میان مقامات را فاش کرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bribery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

