برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی brass به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل brass
(اسم) فلز برنج (ترکیب مس و روی – مثال اول) – سازهایی بادی مثل ترومپت، شیپور و غیره که معمولا از جنس برنج هستند (مثال دوم) – افسر بلند پایه - the brass افراد بلند پایه - as bold as brass با غرور، خیلی نترس (مثال سوم) - get down to brass tacks به اصل قضیه پرداختن (مثال آخر)
These screws are made of brass.
این پیچ ها از برنج ساخته شده اند. (از جنس برنج هستند)
The brass seems to me to be too loud in this recording.
به نظر من سازهای بادی در این نسخه زیادی بلند هستند. (brass instrument یعنی سازهای بادی)
Sarah marched into the manager's office, bold as brass, and demanded her money back.
سارا، خیلی نترس وارد اتاق مدیر شد و خواستار برگشت پولش شد.
Stop delaying and get down to brass tacks.
تاخیر را بس کنید و به اصل قضیه بپردازید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


