برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی boom به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل boom
(اسم) صدای بلند و عمیق، "بوم" (مثال اول) – رشد ناگهانی، موفقیت ناگهانی در کار اقتصادی (مثال دوم و سوم) - boom and bust فراز و فرود اقتصادی
the boom of a gun
صدای شلیک تفنگ
a boom in car sales
رشد ناگهانی در فروش خودرو
a boom year
سال شکوفایی اقتصادی
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) میله افقی بادبان قایق که به کمک آن موقعیت آن قایق را کنترل می کنید (مثل قایق های مسابقه که سکان ندارند) – میله نگه دارنده میکروفون که از راه دور موقعیت میکروفون را کنترل می کنید که مثلا بالای بازیگر باشد – دیواری از جنس مواد شناور که روی آب یک رودخانه یا دریاچه یا بندر قرار میدهند تا مانع از ورود قایق به آن محدوده شود یا نفت نشتی را حبس کند
boom
فعل
booms; boomed; booming
(فعل) صدای بلند و عمیقی تولید کردن (مثال اول) – با صدای کلفت حرف زدن (مثال دوم) – به سرعت رشد کردن (مثال سوم)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


