برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی analyst به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل analyst
(اسم) تحلیلگر (مثال اول) – روان کاو (کسی که با انجام تکنیک هایی در ضمیر ناخودآگاه یک فرد کاوش کرده و مشکل روانی یا ذهنی او را کشف می کند - مخفف psychoanalyst - مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره analyst، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


