برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
alert یعنی چه؟ از یک ذهن تیزبین تا یک پیامک هشدار
alert بهعنوان صفت: هوشیار و آماده
(صفت) هوشیار، یعنی کاملاً بیدار و آماده برای واکنش سریع به هر اتفاقی؛ ذهنی که تمرکز دارد و چیزی از نظرش دور نمیماند (مترادف پرکاربرد: watchful)
Drivers must stay alert at all times.
رانندگان باید همیشه هوشیار بمانند.
Even at eighty, she's still mentally alert.
او حتی در هشتاد سالگی هم هنوز از نظر ذهنی هوشیار است.
alert
اسم
alerts
(اسم) هشدار، یعنی پیامی که مردم را از خطر یا اتفاقی احتمالی آگاه میکند
alert بهعنوان اسم: یک پیام هشدار
The weather service issued a storm alert.
سازمان هواشناسی هشدار طوفان صادر کرد.
I get an alert on my phone whenever I receive an email.
هر وقت ایمیلی دریافت میکنم، روی گوشیام هشدار میآید.
alert
فعل
alerts; alerted; alerting
(فعل) کسی را از خطر یا مشکلی احتمالی آگاه کردن
alert بهعنوان فعل: آگاهکردن کسی از خطر
A neighbor alerted the fire department about the smoke.
یکی از همسایهها آتشنشانی را از دود مطلع کرد.
She alerted her colleagues to the potential problem.
او همکارانش را از مشکل احتمالی آگاه کرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره alert، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

