برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
administer یعنی چه؟ از مدیریت تا دارو
administer بهمعنای اداره یا مدیریت کردن
(فعل) ادارهٔ یک سازمان، شرکت یا سیستم را بر عهده داشتن؛ نظارت بر اجرای کارها و امور روزمرهٔ آن (مترادف پرکاربرد: manage)
The organization administers several charity programs.
این سازمان چندین برنامهٔ خیریه را اداره میکند.
The fund is administered by a board of trustees.
این صندوق توسط هیئت امنا اداره میشود.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) دارو یا درمانی را به بیمار دادن یا تزریق کردن
The nurse administered the vaccine carefully.
پرستار واکسن را با دقت تزریق کرد.
Doctors administered first aid at the scene of the accident.
پزشکان در محل حادثه کمکهای اولیه را انجام دادند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) بهطور رسمی چیزی مثل یک قانون، آزمون یا سوگند را اجرا کردن
The exam was administered by an independent committee.
این آزمون توسط یک کمیتهٔ مستقل برگزار شد.
The judge administered the oath before the witness testified.
قاضی پیش از شهادت شاهد، سوگندش را اجرا کرد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره administer، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

