برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی yawn به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل yawn
(فعل) خمیازه کشیدن (مثال اول) – دهن باز کردن و تشکیل یک گودال یا چاله و غیره دادن (مثال دوم) - yawning gap/gulf/chasm (between something) اختلاف بسیار زیادی بین چیزی یا گروهی (مثال سوم)
Sarah stretched and yawned.
سارا بدنش را کش آورد و خمیازه کشید.
The chasm yawned at our feet.
شکافی جلوی پاهای ما دهن باز کرد.
There's a yawning gap between rich and poor.
شکاف بزرگی بین غنی و فقیر وجود دارد.
yawn
اسم
yawns
(اسم) خمیازه - a yawn کسی یا چیزی که بسیار حوصله سر بر است (مثال دوم)
to stifle a yawn
جلوی خمیازه را گرفتن
Frankly, most of these soaps are a yawn.
جداً، خیلی از این سریال های بلند کسل کننده هستند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره yawn، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


