برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی wounded به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل wounded
(صفت) زخمی، مجروح (مثال اول) – از نظر روحی درد کشیده (مثال دوم) - the wounded یک فرد مجروح
badly wounded soldiers
سرباز های شدیدا مجروح
wounded pride
غرور لطمه دیده (احساسی که به دلیل حرف کسی یا رفتار بدی که با شما شده در شما به وجود می آید)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره wounded، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


