برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی worship به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل worship
(فعل) پرستیدن به عنوان خدا (مثال اول) – عبادت کردن به عنوان خدا (مثال دوم) – بسیار به کسی یا چیزی عشق ورزیدن (مثال سوم) - worship the ground somebody walks on کورکورانه به کسی عشق ورزیدن یا او را قبول داشتن
We all worship the same god.
ما همگی یک خدا را پرستش میکنیم.
We worship at this mosque.
ما در این مسجد به عبادت می پردازیم.
Our society worships money.
جامعه ما پول پرست است.
worship
اسم
(اسم) پرستش (سه مثال اول) - Your/His Worship قربان (عبارتی که با آن یک مقام مثل شهردار یا قاضی را خطاب قرار می دهند)
worship of gods
پرستش خدایان
act of worship
مراسم عبادی
a recognized place of worship
یک پرستشگاه شناخته شده
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


