برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی width به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل width
(اسم) اندازه عرض چیزی (مثال اول) – فاصله دو طرف یک استخر (مثال دوم) – برشی از یک پارچه
What is the width of the desk?
عرض این میز چقدر است؟
I swam five widths.
من 5 بار عرض استخر را شنا کردم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره width، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

