بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی whistle به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل whistle

whistle

اسم

US تلفظ صوتی/ˈwɪsəl/

whistles

(اسم) سوت (نوعی وسیله - مثال اول) – صدا (مثال دوم) – سوتی که با دست یا دهان یا به کمک هر دو زده میشود (مثال سوم) - blow the whistle کنایه از اطلاع دادن یک جرم - wet your whistle نوشیدنی خوردن

The referee blew his whistle.

داور در سوت خود دمید.

He listened to the whistle of the wind through the trees.

او به صدای باد در میان درختان گوش میداد.

He gave a low long whistle of surprise.

او از تعجب، سوت ممتدی زد.

whistle

فعل

whistles; whistled; whistling

(فعل) سوت زدن (دو مثال اول) – به سرعت و سوت کشان حرکت کردن (مثال سوم) - whistle in the dark یا whistle past the graveyard تظاهر به آرامش کردن

He whistled as he worked.

او هنگام کار کردن سوت میزد.

The referee whistled for a foul.

داور یک خطا را سوت زد.

A bullet whistled past her ear.

گلوله ای از کنار گوش او گذشت.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره whistle، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان