برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی unload به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل unload
(فعل) تخلیه کردن یا بارگیری کردن یک کشتی یا خودرو و غیره (مثال اول) – مشکلات یا مسائل خود را به کسی گفتن (مثال دوم) – عصبانیت و خشم خود را سر کسی خالی کردن (مثال سوم)
This isn't a suitable place to unload the car.
اینجا مکان مناسبی برای تخلیه بار این خودرو نیست.
I really need to unload.
من واقعاً نیاز به درد و دل کردن دارم.
She's just unloading her anger on us.
او فقط دارد عصبانیتش را روی ما خالی می کند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) چیزی را از وسیله ای جدا کردن (مثال اول) – شلیک کردن – از دست چیزی یا کسی خلاص شدن
unload a gun
تفنگی را خالی از گلوله کردن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره unload، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

