برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی troop به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل troop
(اسم) یک گروه از سربازان – troops نیروهای نظامی (مثال دوم) – گروهی از مردم یا چیزی (مثال سوم)
the troop commander
فرمانده نیروها
Both countries agreed to withdraw their troops.
هر دو کشور موافقت کردند تا نیروهای خود را خارج کنند.
a troop of monkeys
گروهی از میمون ها
troop
فعل
troops; trooped; trooping
(فعل) به صورت گروهی حرکت کردن یا جایی رفتن
We all trooped down to the city for the party.
ما همگی با هم برای شرکت در میهمانی به شهرداری رفتیم.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره troop، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

