برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tricky به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tricky
(صفت) حیله گر، حیله گرانه (مثال اول) – دشوار (مثال دوم)
She's a tricky one.
او آدم حیله گری است.
I'm in a tricky situation - whatever I do I'll offend someone.
من در وضعیت دشواری قرار دارم،. هر کاری کنم توهین به کسی خواهد بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tricky، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

