برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tension به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tension
(اسم) استرس یا فشار (مثال اول) – درگیری، تنش (مثال دوم) – کشمکش با چیز متضاد (مثال سوم) – کشش یا کش آمدن چیزی (مثال آخر) - high–tension مربوط به انتقال برق با ولتاژ بالا (high–voltage) - surface tension کشش سطحی یک مایع (نیرویی که مولکول های یک مایع را به هم نزدیک می کند تا تشکیل یک لایه دهند)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tension، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

