عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل suck

suck

فعل

US تلفظ صوتی/ˈsʌk/

sucks; sucked; sucking

(فعل) مکیدن چیزی با دهن (دو مثال اول) – با فشار و نیرو چیزی را کشیدن یا فرو بردن (مثال سوم و چهارم) – اینکه بگویید چیزی خیلی بد است (مثال آخر)

a baby sucking at its mother’s breasts

نوزادی که سینه های مادرش را می مکد

sucking on a lollipop

مکیدن آبنبات چوبی

The mud had sucked her in up to her waist.

گل و لای او را تا کمرش مکیده بود. (تا کمر در گل بود)

a vacuum cleaner that sucks up water as well as dirt

جارو برقی که آب را مثل گرد و خاک می مکد

I suck at tennis.

من در تنیس خیلی بدم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) suck (someone or something) dry همه پول یا اطلاعات یا چیزی را کسی گرفتن - suck up تعریف و تمجید کردن - suck it up تن دادن یا قبول کردن چیزی ناپسند

suck

اسم

sucks

(اسم) عمل مکیدن

I gave him a suck of my lollipop.

من گذاشتم که او آب نبات چوبی مرا یک بار بمکد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان