برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی storage به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل storage
(اسم) ذخیره سازی یا نگهداری چیزی (مثال اول) - in storage وقتی که جایی را برای وسایل خود کرایه میکنید (مثال دوم) – طریقی که اطلاعات در کامپیوتر ذخیره می شوند (مثال سوم)
There's a lot of storage space in the loft.
فضای ذخیره سازی زیادی در اطاق زیر شیروانی وجود دارد.
I put some of my things in storage.
من برخی وسایلم را در انبار گذاشتم.
storage capacity/space
ظرفیت/فضای ذخیره سازی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره storage، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


