برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی simplicity به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل simplicity
معنی simplicity
(اسم) آسانی، سهولت، سادگی - simplicity itself خیلی ساده (جمله آخر)
The design was beautiful in its simplicity.
آن طراحی در عین سادگی، زیبا بود.
She answered with a child's simplicity.
او با سادگی کودکانه پاسخ داد. (بدون پیچیدگی، تظاهر یا فریب، خیلی صادقانه و طبیعی جواب داد، درست مثل یک کودک)
People like the simplicity of the instructions.
مردم سادگی دستورالعملها را دوست دارند. (دستورالعملها روشن، قابل فهم و بدون پیچیدگی باشند)
The test was simplicity itself.
آزمون خیلی ساده بود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره simplicity، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


