برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shrug به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shrug
(فعل) شانه بالا انداختن (مثال اول) - shrug off الف: اهمیت ندادن (مثال دوم) ب: از چیزی خلاص شدن
When I asked him if she knew what had happened, she just shrugged.
وقتی از او پرسیدم که آیا میداند چه اتفاقی افتاده است، او فقط شانه بالا انداخت. (با بی اهمیتی گفت نه)
Shrugged off the defeat and talk about tonight's game.
این شکست را کنار بگذارید و درباره بازی امشب حرف بزنید.
shrug
اسم
shrugs
(اسم) شانه بالا زدن
Sarah gave a shrug. ‘It doesn't matter.’
سارا شانه بالا انداخت. گفت اهمیتی ندارد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shrug، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


