برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sharpen به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sharpen
(فعل) چیزی را تیز کردن (جمله اول) – چیزی را قوی کردن، بهتر کردن (جمله دوم و سوم) – متمرکز کردن (جمله چهارم)
sharpen a knife
تیز کردن یک چاقو
You can sharpen your skills with practice.
می توانید مهارت های خود را با تمرین تقویت کنید.
Can you sharpen the image?
می توانی تصویر را واضح تر کنی؟
Let's sharpen our focus on the main goal.
بیایید توجه خود را روی هدف اصلی متمرکز کنیم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sharpen، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


