برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shark به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shark
(اسم) کوسه (مثال اول) – آدم فریبکار و زرنگ مخصوصا کسی که مردم را به پرداخت پولی بیشتر ترغیب میکند
Sharks were circling around their boat.
کوسهها دور قایق آنها چرخ میزدند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shark، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

