برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sacrifice به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sacrifice
معنی sacrifice
(اسم) ایثار، از خودگذشتگی، فدا، فداکاری (جمله اول) – قربانی (جمله دوم و سوم)
sacrifice
فعل
sacrifices; sacrificed; sacrificing
معنی sacrifice در حالت فعل
(فعل) نثار کردن، فدا کردن، فداکاری کردن (جمله اول) – قربانی کردن (جمله دوم)
She's had to sacrifice a lot for that relationship.
او مجبور بود برای آن رابطه فداکاری زیادی انجام دهد.
She sacrificed a sheep in the temple.
او گوسفندی را در معبد قربانی کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sacrifice، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

