برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rumor به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rumor
(اسم – در بریتیش rumour) شایعه (دو مثال اول) - the rumor mill افراد شایعه پخش کن
I heard a rumor that she'd been seeing Jim Jordan.
من شایعه ای شنیده ام که او با جیم جوردن قرار می گذارد.
Don't listen to rumors.
به شایعات گوش نکن.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rumor، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

