برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ruler به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ruler
(اسم) حاکم یک کشور، گروه، قبیله و ... (دو مثال اول) - خط کش (مثال سوم)
the ruler of the state
رئیس دولت
The tribe was without a ruler after he died.
بعد از اینکه او از دنیا رفت، قبیله بدون حاکم شد.
a 13-inch ruler
یک خط کش 13 اینچی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ruler، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


