برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی rival به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل rival
(اسم) رقیب (چه رقیب ورزشی چه رقیب اقتصادی و ... competitor)
Japan was our biggest economic rival.
ژاپن بزرگترین رقیب اقتصادی ما بود.
her chief rival for the job
رقیب اصلی او برای این شغل
rival
فعل
rivals US rivaled or British rivalled US rivaling or British rivalling
(فعل) به خوبی یا تقریبا به خوبی چیزی یا کسی بودن
a car to rival any in the world
یک خودرو به خوبی تمام خودروهای دنیا
an empire that rivalled Rome
یک امپراتوری به عظمت امپراتوری روم
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره rival، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


