برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی resign به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل resign
(فعل) استعفا دادن (quit – دو مثال اول) - resign yourself واقعیت نامطلوبی را پذیرفتن و کنار آمدن (مثال سوم)
She resigned from her job as principal of the school.
او از کارش به عنوان مدیر مدرسه استعفا داد.
He resigned from the party on 30 September 1990.
او در 30 سپتامبر 1990 از حزب بیرون آمد.
He resigned herself to his fate.
او با تقدیرش کنار آمد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره resign، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


