برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی representation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل representation
(اسم) کسی یا گروهی که از فرد یا تعدادی نمایندگی می کند مثل وکیل (مثال اول) – چیزی مثل یک تصویر یا نماد که چیزی را نمایندگی می کند (مثال دوم) – توصیف کسی یا چیزی (مثال سوم) - make representations/a representation to someone/something انتقاد کردن (مثال چهارم)
Each state has equal representation in the Senate.
هر ایالت تعداد برابری نماینده در مجلس سنا دارند.
This statue is a representation of Hercules.
این مجسمه تمثالی از هرکول است.
the negative representation of single mothers in the media
تصویر منفی از مادران بدون شوهر در رسانه ها
We have made representations to the prime minister.
ما به نخست وزیر انتقاد کرده ایم.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


