برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی representation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل representation
(اسم) کسی یا گروهی که از فرد یا تعدادی نمایندگی می کند مثل وکیل (مثال اول) – چیزی مثل یک تصویر یا نماد که چیزی را نمایندگی می کند (مثال دوم) – توصیف کسی یا چیزی (مثال سوم) - make representations/a representation to someone/something انتقاد کردن (مثال چهارم)
Each state has equal representation in the Senate.
هر ایالت تعداد برابری نماینده در مجلس سنا دارند.
This statue is a representation of Hercules.
این مجسمه تمثالی از هرکول است.
the negative representation of single mothers in the media
تصویر منفی از مادران بدون شوهر در رسانه ها
We have made representations to the prime minister.
ما به نخست وزیر انتقاد کرده ایم.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره representation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

