برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی remaining به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل remaining
remaining
صفت
(صفت) باقی مانده چیزی، ادامه چیزی
She is my only remaining relative.
او تنهای خویشاوند باقی مانده من است.
Combine the remaining ingredients.
مواد باقی مانده را ترکیب کن.
The remaining money will be donated to charity.
پول باقی مانده به خیریه اهدا میشود.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره remaining، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
