عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل relieve

relieve

فعل

US تلفظ صوتی/rɪˈliːv/

relieves; relieved; relieving

(فعل) تسکین دادن درد یا یک حس بد (مثال اول) – مشکلی را کم اثرتر کردن (مثال دوم) – جایگزین کسی شدن (مثال سوم) – از کسل کننده بودن چیزی کم کردن

Drugs helped to relieve the pain.

داروها به تسکین آن درد کمک کردند.

to relieve traffic congestion

کم کردن ازدحام ترافیک

The guard will be relieved at midnight.

این نگهبان نیمه شب جایگزین میشود. (شیفت یکی دیگست)

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) relieve of الف: چیز بدی را از کسی دور کردن یا رهایی دادن (مثال اول) ب: چیزی را از کسی دزدیدن (مثال دوم) ج: اخراج کردن کسی (مثال سوم) - relieve yourself ریدن، اجابت مزاج کردن

He rose and relieved her of her bags.

او بلند شد و کیف های او را گرفت. (بهش کمک کرد)

A man with a knife relieved him of his wallet.

مردی به یک چاقو کیف او را دزدید.

The general was relieved of his command.

ژنرال از فرماندهی برکنار شد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان