برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی redden به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل redden
(فعل) سرخ رنگ کردن یا قرمز شدن
She reddened her lips with bright lipstick.
او لبهایش را با رژ لب روشن قرمز کرد.
Her face reddened with embarrassment.
صورتش از خجالت سرخ شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره redden، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


