برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی provision به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل provision
(اسم) تامین یا تجهیز (دو مثال اول) – تدارک یا مقدمات برای کاری (مثال سوم) - provisions ملزومات (مثال چهارم) – قید یا بند یک قرار داد (مثال آخر)
There is no provision for anyone to sit down here.
تامینی که همه اینجا بشینند وجود ندارد. (صندلی یا فضا به اندازه کافی تامین نشده است)
The government are responsible for the provision of education for all children.
دولت مسئول تامین شرایط تحصیل برای همه بچه ها است.
You should make provision for emergencies.
تو باید برای موارد اضطراری مقدمات را فراهم کنی.
We have enough provisions to last us two weeks.
ما مایحتاج کافی برای دو هفته را در اختیار داریم.
We have inserted certain provisions into the treaty.
ما قیدهای خاصی به معاهده اضافه کرده ایم.
provision
فعل
provisions; provisioned; provisioning
(فعل) تامین کردن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


