برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی privilege به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل privilege
(اسم) مزیت، امتیاز خاص (مثال اول) – افتخار (honor – مثال دوم) – نفوذ یا مزیت اجتماعی که افراد ثروتمند یا سلطنتی یا از نژادی خاص در جایی دارند (مثال سوم) – مصونیتی که عده ای خاص دارند و می توانند کارها یا حرف هایی بزنند که بقیه این اجازه را ندارند (مثال چهارم) – راز نگهداری یک وکیل یا پزشک و غیره.
Healthcare should be a right, not a privilege.
خدمات بهداشت و درمان باید یک حقی برای همه باشد نه امتیازی خاص برای برخی.
It was a real privilege to meet him.
ملاقات با او واقعاً افتخاری بود.
She lived a life of wealth and privilege.
او از یک زندگی سرشار از ثروت و مزیت اجتماعی بهره برد.
parliamentary privilege
مصونیت پارلمانی
privilege
فعل
privileges; privileged; privileging
(فعل) به نفع کسی یا گروهی بودن یا منفعتی به کسی دادن
They are privileging some students to the disadvantage of the rest.
آن ها به برخی از دانش آموزان و به ضرر بقیه مزیت هایی اعطا می کنند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


