برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی prejudice به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل prejudice
(اسم) تبعیض (مثال اول) – تعصب یا تنفر نسبت به چیزی (مثال دوم)
evidence of prejudice against women and minorities
شواهدی مبنی بر تبعیض علیه زنان و گروه های اقلیت
She has a prejudice against fast-food restaurants.
او از رستوران های فست فود بیزار است.
prejudice
فعل
prejudices; prejudiced; prejudicing
(فعل) باعث ایجاد پیش داوری منفی علیه کسی یا چیزی شدن، درباره چیزی یا کسی ایجاد تنفر کردن، تحت تاثیر قرار دادن سوء علیه چیزی یا کسی (دو مثال اول) – آسیب زدن، تاثیر منفی گذاشتن (مثال سوم)
Poor handwriting might prejudice people against the applicant.
دست خط ضعیف می تواند مردم را در خصوص فرد متقاضی دچار پیش داوری منفی کند.
I think your upbringing has prejudiced you.
به نظر من تربیت شما نگرشهای منفی یا متعصب را در شما بوجود آورده است. (دیدگاههای نادرستی پیدا کرده اید)
Your terrible handwriting will prejudice your chances of passing the exam.
دست خط افتضاح شما به شانس قبول شدن شما در امتحان آسیب خواهد زد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره prejudice، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


