تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل portion

portion

اسم

US تلفظ صوتی/ˈpoɚʃən/

portions

(اسم) بخش، قسمت (مثال اول) – سهم یا مقدار مشخصی از چیزی که به فردی تعلق می‌گیرد (مثال دوم) – مقدار غذایی که در هر بار برای یک نفر مخصوصا در یک رستوران سرو می‌شود (پُرس - مثال سوم)

He ate a small portion of the meal.

او بخش کوچکی از غذا را خورد.

You must accept a portion of the blame for this crisis.

شما باید بخشی از تقصیر و مسئولیت این بحران را بپذیرید.

The restaurant serves large portions.

این رستوران غذا را در پُرس‌های بزرگ سرو می‌کند.

portion

فعل

portions; portioned; portioning

(فعل) تقسیم کردن

She portioned the cake among the guests.

او کیک را بین مهمانان تقسیم کرد.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره portion، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان