بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی portion به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل portion

portion

اسم

US تلفظ صوتی/ˈpoɚʃən/

portions

(اسم) بخش، قسمت (مثال اول) – سهم یا مقدار مشخصی از چیزی که به فردی تعلق می‌گیرد (مثال دوم) – مقدار غذایی که در هر بار برای یک نفر مخصوصا در یک رستوران سرو می‌شود (پُرس - مثال سوم)

He ate a small portion of the meal.

او بخش کوچکی از غذا را خورد.

You must accept a portion of the blame for this crisis.

شما باید بخشی از تقصیر و مسئولیت این بحران را بپذیرید.

The restaurant serves large portions.

این رستوران غذا را در پُرس‌های بزرگ سرو می‌کند.

portion

فعل

portions; portioned; portioning

(فعل) تقسیم کردن

She portioned the cake among the guests.

او کیک را بین مهمانان تقسیم کرد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره portion، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی