عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل plow

plow

اسم

US تلفظ صوتی/ˈplaʊ/

plows

(اسم – در بریتیش plough) گاوآهن یا هر وسیله ای که جهت شخم زدم زمین بکار میرود اعم از سنتی و مدرن - under the plow زمین تحت کشت – snowplow ماشین برف‌روبی

معنی plow - تراکتور یه انگلیسی

plow

فعل

plows; plowed; plowing

(فعل – در بریتیش plough) شخم زدن با وسیله شخم زن (مثال اول) – برف روبی کردن (مثال دوم) – به زور یا با شکافتن چیزی حرکت کردن (مثال سوم) – به کندی یک کار دشوار یا خسته کننده را انجام دادن (مثال آخر)

They used oxen to plow the field.

آن ها از گاو نر برای شخم زدن مزرعه استفاده کردند. (oxen معمولا به گاو نری که اخته شده است گفته میشود)

The street hasn't been plowed yet.

این خیابان هنوز برف‌روبی نشده است.

The plane plowed through the trees.

هواپیما درخت ها را شکافت و به جلو رفت.

He spent several hours plowing through the paperwork on his desk.

او چندین ساعت را صرف به سرانجام رساندن تکالیف اداری روی میز خود کرد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) plough a lonely/lone furrow (بریتیش) کاری را متفاوت تر از بقیه انجام دادن یا تنها انجام دادن - plow ahead بدون مانع به ادامه کاری پرداختن - plow into الف: با سرعت به چیزی برخورد کردن (مثال اول) ب: سرمایه گذاری کردن در چیزی - plow on ادامه دادن به انجام کاری سخت یا خسته کننده

The driver lost control of the car, and it plowed right into the front of the café.

راننده کنترل خودرو را از دست داد و درست به جلوی کافه برخورد کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان