برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی paste به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل paste
(اسم) پوره، خمیر (مثل خمیر دندان toothpaste – مثال اول) – نوعی چسب (مثال دوم) – خمیر آرد و کره - نوعی شیشه براق که برای ساختن جواهرات مصنوعی بهکار میرود (مثال سوم)
Mix the paste with flour to make dough.
خمیر را با آرد مخلوط کنید تا خمیر نان درست شود.
wallpaper paste
چسب دیوار (چسبی که برای چسباندن کاغذ به دیوار استفاده میشود)
The necklace was decorated with paste gems.
گردنبند با نگینهای مصنوعی تزئین شده بود.
paste
فعل
pastes; pasted; pasting
(فعل) چسباندن با استفاده از چسب (مثال اول) – عمل پِیست کردن یا کپی یا انتقال دادن اطلاعات در یک کامپیوتر (مثال دوم) – چیزی یا کسی را به سختی شکست دادن یا زدن
Paste the two pieces together.
این دو تیکه را به هم بچسبانید.
You can cut and paste the picture into your PC.
شما میتوانید این عکس را بردارید و در کامپیوتر شخصی خود قرار دهید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره paste، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


