برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی operator به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل operator
(اسم) اپراتور یا کسی که کنترل می کند (مثال اول) – کسی که مسئول انتقال تماس ها در یک شرکت یا جایی است (مثال دوم) - a smooth, clever, etc. operator عامل یا کسی که در قانع کردن مردم به انجام کاری یا موافقت کردن با قضیه ای توانمند است (مثال سوم)
a computer operator
یک اپراتور کامپیوتر
Hello, operator? Could you put me through to extension 131?
سلام، اپراتور؟ امکان دارد که مرا به داخلی 131 وصل کنید؟
one of the shrewdest political operators in the Arab world
یکی از زیرک ترین فعالان سیاسی در جهان عرب
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره operator، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


