برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی occasional به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل occasional
(صفت) موردی و نه همیشه
He still has occasional headaches.
او هنوز هم گاهی اوقات دچار سردرد میشود.
occasional snowstorms
کولاک های گاه به گاه
occasional smokers
کسانی که گاهی سیگار می کشند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره occasional، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


