برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nursery به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nursery
(اسم) اتاق خواب نوزاد یا کودک (مثال اول) – اتاق مخصوص نوزادان تازه به دنیا آمده در بیمارستان (مثال دوم) – اتاق بچه ها – مهدکودک، محلی که کودکان خردسال (معمولاً زیر 5 سال) برای یادگیری و بازی به آنجا میروند (مثال سوم) - گلخانه یا نهالستان (مثال چهارم)
The baby is sleeping in the nursery.
نوزاد در اتاق کودک خوابیده است.
She was kept in the nursery under observation.
او در اتاق مخصوص کودک در بیمارستان تحت نظر قرار گرفت.
She enrolled her child in a nursery near her workplace.
او فرزندش را در یک مهدکودک نزدیک محل کارش ثبت نام کرد.
We get our flowers from a local nursery.
ما گلهای خود را از یک گلخانه محلی می خریم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nursery، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


