برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nonsense به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nonsense
(اسم) یک حرف چرت و پرت، حرف بی معنی (دو مثال اول) – کار احمقانه یا نامعقول (مثال سوم)
Don't listen to her. She's talking nonsense.
به او توجه نکن. چرت و پرت میگوید.
The suggestion is sheer nonsense.
این پیشنهاد چرت و پرت محض است.
The government’s housing policy is a nonsense.
سیاست دولت در حوزه مسکن با عقل جور در نمی آید.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nonsense، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


