برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nasty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nasty
(صفت) خیلی بد، خیلی بد مزه، خیلی بد بو ... (مثال اول) – بی ادبانه، توهین آمیز (مثال دوم) – بی محبت، نامهربان (مثال سوم) – nastily (قید) خیلی بد
a nasty-tasting medicine
یک داروی خیلی بد مزه
He said some really nasty things about her.
او چیزهای خیلی توهینآمیزی درباره آن دختر گفت.
Stop being nasty to each other.
بداخلاقی نسبت به هم را تمام کنید.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nasty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

