برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nasty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nasty
(صفت) خیلی بد، خیلی بد مزه، خیلی بد بو ... (مثال اول) – بی ادبانه، توهین آمیز (مثال دوم) – بی محبت، نامهربان (مثال سوم) – nastily (قید) خیلی بد
a nasty-tasting medicine
یک داروی خیلی بد مزه
He said some really nasty things about her.
او چیزهای خیلی توهینآمیزی درباره آن دختر گفت.
Stop being nasty to each other.
بداخلاقی نسبت به هم را تمام کنید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


