برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی modesty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل modesty
(اسم) فروتنی، فخر نفروختن یا اشاره نکردن به توانایی ها یا دستاوردهای خود (مثال اول) - in all modesty یا with all modesty با کمال فروتنی (وقتی میخواهید چیز خوبی درباره خود بگویید ولی دوست ندارید که نشان دهید که خیلی مهم هستید - مثال دوم) – حیا در لباس پوشیدن (مثال سوم)
He accepted the award with modesty.
او با فروتنی جایزه را پذیرفت.
In all modesty, we'd probably have lost the game if I hadn't been playing.
با کمال تواضع عرض میکنم، اگر من بازی نمیکردم احتمالا بازی را واگذار کرده بودیم.
the young woman's modesty
حیای آن دختر جوان
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره modesty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

