برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی messy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل messy
(صفت) کثیف یا نامرتب (مثال اول) – آشفته، همراه با بی نظمی یا کثیف کاری (مثال دوم) – (مربوط به یک موقعیت) ناخوشایند، سخت، گیج کننده (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره messy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

