برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی mat به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mat
(اسم) پادری یا هر چیزی شبیه به آن که روی زمین یا کف جایی پهن میشود (عکس اول - دو مثال اول) – رومیزی یا دستمال یا هر چیزی که برای محافظت از سطح میز بکار میرود (عکس دوم - مثال سوم و چهارم)
Wipe your feet on the mat.
با کشیدن پای خود روی پادری، آن را تمیز کنید.
She unrolled her prayer mat.
او سجاده خود را پهن کرد.
She set the hot plate on the mat.
او آن بشقاب داغ را روی رومیزی گذاشت.
a beer mat
یک زیر لیوانی
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) لایه ای ضخیم از علف یا مو که رول شده اند (شکل زیر – مثال اول) - go to the mat بسیار تلاش کردن
a thick mat of vegetation
توده ای از علف
She'll go to the mat for you.
او هر کاری برای تو انجام خواهد داد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mat، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام





